هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه

چرا باید از مبارزطلبی احمدی نژاد از حکومت حمایت کرد؟!



محمود احمدی نژاد بحق عصاره و نماد رژیم اسلامی است، کوتوله فکری که توانست در یک نظام فاسد و بی حساب به بالاترین مقام اجرایی کشور برسد! نامدیری فاسد و متوهم که بدتر از مدیران پیشین و پسین اش به سر تا پای مملکت ضرر زد و آبرویمان را بیشتر از همیشه در جهان برد.

امروز هم البته احمدی نژادی ها به دنبال بازی های سیاسی خودشان و برگشتن به قدرت اند و نه به جبران مافات گذشته شان. نورسیدگان دور و بر احمدی نژاد در جنگ واقعی  قدرت اند با ده-هزار فامیل  نظام و دزدان قدیم و جدید انقلاب نگران اندوخته های میلیاردی و ثروت های دزی شان هستند تا عدالت ورزی مورد ادعایشان. امروز هم اگر احمدی نژادی ها رییس قوه قضایه را به دزدی و فاسد محکوم می کنند و رهبر را به بی عملی و حرف از انتخابات آزاد می زنند، میدانیم که نه از سر توبه راستین است که تنها نگران خودشان و  پول های دزدی اندوخته در آمریکای جنوبی اند.

ولی پرسش اینجاست که مگر تغییرعملکرد هاشمی رفسنجانی درآخرین سالهای عمرش از سر خیرخواهی بود یا پشیمانی از بیش از سه دهه عملکردش داشت؟ عالیجناب رفسنجانی همان ابرقدرتی بود که جانیانی مثال فلاحیان را به جان ملت انداخت، دیکتاتوری که چنان مست از قدرت بود که عزت الله سحابی را به جرم نامه نگری به زندان انداخت و گفت می خواست رویش کم شود! دوران رفسنجانی را به یاد داریم که گروهی از نویسندگان و روشنفکران ایرانی سلاخی  شدند و روزنامه نگاری را در حال احتضار و اعتصاب غذا به تخت بیمارستان زنجیر بستند.

فهرست فساد اقتصادی خاندان رفسنجانی و رانت خوری ها و سوء استفاده هایشان انقدر طولانی است که در این مقال نمی گنجد و البته برای آنان که به دنبال حقیقت اند روشن است. ولی چه شد که همان عالیجناب سرخپوش مبدل شد به نماد اصلاح طلبی و اعتدال گرایی؟ چه شد که خاندان رفسنجانی، با تمام گذشته سیاه اشان، توجیه شدند و  مقبول اصلاح طلبان در جنبش های سبز و بنفش افتادند؟

به نظر نگارنده، احمدی نژاد در دزدی و فساد، کم از رفسنجانی نداشت و عملکرد امروزش هم گذشته اش را توجیه نمی کند و نخواهد کرد! پرچم اصلاح طلبی برداشتن و ادعاهای امروزش هم مرا فریب نمی دهد. گرچه در شرایط امروز، دفاع از احمدی نژاد در مقابل امثال صادق لاریجانی می تواند یک حرکت تاکتیکی از سمت مخالفان نظام برای مقابله با خود نظام باشد.

 تخریب بیشتر احمدی نژاد و جدی نگرفتنش، امروز بیشتر به کمک همان امثال لاریجانی می آید و اشتباه استراتژیک اپوزیسیون است ...


۱۳۹۶ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

بازداشت فعالین محیط زیست و استادان دانشگاه با اتهام جاسوسی و فرضیه گودزیلا


سردار دکتر سرلشگر حاج سید حسن فیروز آبادی که فرمانده سابق ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مشاور نظامی  حال حاضر فرمانده کل قوای نظام است، در سخنانی گفته است که (لینک):

هر فعال محیط زیستی و دانشمند کشاورزی هم "ممکن است" جاسوس باشد

سخنان ایشان که پس از "خودکشی شدن" یک استاد  جمعه‌شناسی و فعال سرشناس محیط زیست در ایران، کاووس سید امامی، بیان شد حاوی نکات حیرت آور دیگری هم هست. سردار فرموده اند که فعالین محیط زیست با هدف خرید  پوست سوسمار و آفتاب پرست و مارمولک و فروش آن به بیگانگان، جاسوسی اتمی می کرده اند. 

اما پوست مارمولک چه ربطی به جاسوسی اتمی دارد؟ جناب سردار می گویند که پوست این خزندگان امواج اتمی را جذب می کند و می توان از بررسی پوستشان فهمید که در آن منطقه معدن اورانیم هست یا خیر! منبع علمی ایشان هم  احتمالا گودزیلا و نیروی خارق العاده اش برای جذب انرژی از انفجارات اتمی و  فرستادن  امواج  اتمی تخریبی اش  بوده است. 

سخنانی که همین امروز ۱۳ فوریه، دستمایه خنده بسیاری از رسانه های بین المللی شده است. فرضیات جاسوسی مارمولکها، از زبان یک بسیجی ساده در نیامده است و نظریه پردازش در عالی ترین سطوح نظامی و سیاسی نظام اسلامی بوده و هست. افکار مالیخویایی و گودزیلایی، دروغ گویی، و وقاحت امثال جناب حاجی سردار نشان از ترس شدید نظام از برافتادن است. ترس از حتی محققان حوزه محیط زیست و اجتماعی، ترس از بر ملا شدن بیشتر فروپاشی زیربنای کشور، هوای کشور، آب کشور، خاک کشور، اقتصاد کشور،  و   ....

۱۳۹۶ بهمن ۲۰, جمعه

برنامه ریزی گروه های حامی رژیم اسلامی برای تاثیر گذاری در انتخابات ۲۰۱۹ کانادا



یکی از  گروه های ایرانی-کانادایی هم سو با رژیم اسلامی، IRANIAN CANADIAN CONGRESS (ICC) است که به ادعای خودشان غیر انتفاعی اند و جهت گیری سیاسی هم ندارد. البته با وقاحت عجیبی، در دیدارهایشان با مقامات کانادایی، خود را "نماینده بیش از سیصد هزار ایرانی مقیم کانادا" جا می زنند. در حالی که در انتخابات اخیر این کنگره در ماه می ۲۰۱۷، تعداد رای دهندگان تنها ۳۷۰ نفر اعلام شده بود (لینک). عکس زیر از جلسه انتخابات این کنگره، خود گویای استقبال هیچ ایرانیان مقیم کانادا از این کنگره ایرانیان خود-خوانده است و بجز امثال نگارنده که لابلای اخبار را دقیقتر می خوانم، کمتر کسی نام آنها را هم شنیده است.



یکی از افتخارات مهم این کنگره به نقل از وبسایتشان، تلاششان برای به تصویب نرسیدن لایحه S-219 در سنای کانادا در سال ۲۰۱۷ است؛ لایحه ای که هدفش تحریم اقتصادی رژیم اسلامی در ایران به دلیل نقض حقوق بشر و فعالیت های ضد بشری اش بود (لینک). نظر این کنگره چند نفره این است که باید در مورد مسایل حقوق بشری، دولت کانادا با خود رژیم اسلامی مستقیما مباحثه کند و تحریم رژیم سبب دشوار شدن مبادلات تجاری با ایران و ضرر های اقتصادی می شود. البته اینکه چه صحبتی در مورد نقض حقوق بشر با رژیم اسلامی می توان کرد را باید از خود ICC پرسید! پاسخ های رژیم از زبان پر از دروغ دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، محمد جواد لاریجانی، را بارها شنیده ایم.

القصه اینکه جاگمیت سینگ* (Jagmeet Singh) ,رهبر حزب نئو دموکرات کانادا, در جشن سیمرغ این کنگره (فوریه ۲۰۱۸) شرکت کرد. در دیدار جناب سینگ با شماری از ایرانیان خاص حاضر، ایشان تنها به سه نکته در مورد سیاست های پیشنهادی آینده اش در قبال مسایل ایران اشاره کرد: (۱) تلاش ایشان و حزبش برای افزایش diversity یا تنوع قومی و نژادی، (۲) وعده انتخاباتی بازگشایی سفارتخانه های کانادا و ایران، و (۳)  وعده انتخاباتی جلوگیری از برخورد (به گفته ایشان) تبعیض آمیز ماموران مرزی آمریکا با مسافران ایرانی-کانادایی. 

جدا از اینکه بازگشایی سفارت جمهوری اسلامی، بیشتر به سود گروهی کوچک از ایرانیان خواهد بود که منافع تجاری عمدتا غیر سالم با داخل کشور هم دارند و منتفع از رانتخواری و پیوندهای خانوادگی با ده هزار فامیل رژیم هستند، فایده ای حیاتی به نفع عامه ایرانیان مقیم کانادا و در جهت احقاق حقوق ایرانیان در حبسی چون  سعید ملکی نخواهد داشت. سعید ملکی، مهندس نرم افزار سابقا مقیم کانادا بود که ده سالی است که ناعادلانه و ناحق و بدون محاکمه عادلانه در بند زندان های رژیم مانده است.  از سوی دیگر، گفتن از وعده افزایش تنوع قومی، تنها شعاری انتخاباتی است که نخست وزیر کنونی کانادا، جاستین ترودو، قهرمان کمدی آن است. دست آخر اینکه تبعیض علیه شهروندان ایرانی هم نتیجه مستقیم سیاست های خود رژیم است و محدود به مرزهای امریکا و دوران پس از "ترامپ" هم نمی شود. 

سخنان جناب سینگ را که گوش می کنید (لینک ویدئو)، انگار متن آن مستقیم ازطرف وزارت خارجه رژیم فرستاده شده است. درک اشتباه وگمراه شده سیاستمداران جوان ونوظهوری مثل ایشان و سخنانی که مو به مو اقتباس از گفته های مدیران ICC است، نشان از تاثیر عوامل آشکار و پنهان رژیم و دست های پشت پرده نظام در لابی گری موفق در کشوری چون کانادا است.

* رهبر یکی از سه حزب سیاسی مهم در کانادا است که اگر در انتخابات سال آینده حزبش اکثریت کرسی ها را بدست آورد، نخست وزیر آینده کشورخواهد شد.

۱۳۹۶ بهمن ۱۲, پنجشنبه

جنبش دختران-انقلاب، ۸۲ سال پس از کشف حجاب



۸۲ سال پس از فرمان تاریخی رضا شاه بزرگ در دی ماه ۱۳۱۴، یک ماه یی پیش در دی ماه  ۱۳۹۶ بود که دختر-خیابان-انقلاب شال سفیدش را بر سر پاره چوبی کرد، بر سر گذری شلوغ در تهران بر بالای سکویی رفت و فریاد زنان ایران را در سکوتی خاموش یادآوری مان کرد. 

۵۵ سال پس از تصمیم بزرگ فرزند رضا شاه به برخواستن علیه آخوند و سنت و تحجر و دادن حق رای به تمام زنان ایران زمین و ۳۹ سال پس از نخستین تظاهرات زنان ایرانی به سخت گیری های رژیم اسلامی به شکل پوشش تنها یک ماه یی پس از بر تخت سلطنت نشستن امام امت، زنان بیشتری از شهرهای دیگر ایران به تاسی از دختر-خیابان-انقلاب، حجاب اجباریشان را بر سر چوب کردند. 

کشف حجاب اجباری رضا شاه بزرگ به زور تفنگ و آژان در نهایت به نتیجه رسید و زنان ایرانی در دوران حکومت فرزندش از تمامی آزادی های فردی و اجتماعی بهرمند بودند. در آغاز، کشف حجاب با مخالفت و واکنش شدید جامعه سنتی ایران عقب مانده شده روبرو شد و یک شبه هم نتیجه نداد؛ خانواده هایی سنتی و مذهب زده  بودند که دخترانشان را مانع شدند از خروج از خانه با سر برهنه، که چون خود را صاحب اختیار و آقای زنان می دانستند که باید برای لباس پوشیدن آنان هم تصمیم بگیرند. دیری نپایید که جامعه سنتی عقب مانده ایران هم تسلیم خواست زنان ایران برای رسیدن به یکی از مسلم ترین و ابتدایی ترین حق و نیازهای بشر (که حق انتخاب نوع پوشش است)، شد!

امروز هم ، نزدیک به ۴۰ سال پس از فرمان امام امت به اجبار زنان برای حجاب اسلامی، نسل های دوم و سوم متولد شده پس از مرگ ولی فقیه نخست بودند که شجاعانه در خیابان های شهر های مختلف ایران، حجاب اجباری شان را به باد دادند. اگر مردان ایرانی، ۳۹ سال پیش زنان را در تظاهرات علیه حجاب اجباری تنها گذاشتند، امروز، وظیفه دارند که پشت سر آنان بایستد و مردانه حمایتشان کنند.

۱۳۹۶ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

فرزندان انقلاب، تیشه بر انقلاب در خیابان انقلاب



جز تحسین و تحسین واژگانی نمی یابم برای تحسین و تحسین زنان شجاعی که حجاب اجباری از سر برداشتند و در معابر عمومی شهر تهران، لچک زوری شان را در چشمان تجزیه شده و کرم خورده  پیر جماران کردند. شجاعت می خواهد چنین کاری در چنان رژیمی سفاکی! فهم  زیر زور و اجبار بودن برای یک انتخاب پوششش ساده شاید کمی برای من مرد ایرانی  سخت تر باشد و سخت تر هم شده است از زمانی که در دنیای آزاد خارج از زندان جمهوری اسلامی زندگی می کنم. ولی این را با تمام وجود احساس می کنم که دیری نپاییده است به بر افتادن این رژیم اسلامی.

مطالبه یکی از اولین دغدغه های بشر که پوشش و پوشیدن لباس است، پاشنه آشیل این رژیم برآمده از شریعت اسلامیست: هر دوی  آن رو نمی توان با هم داشت و یکی نقیض دیگری است.

۱۳۹۶ دی ۱۸, دوشنبه

ایرانی خارج نشینیم....چه کنیم برای قیام مردم ایران؟



شبکه های اجتماعی، معیار خوبی برای بررسی واکنش ایرانیان خارج نشین به قیام دی ماه مردم است. برگرفته از مشاهده های شخصی ام، می توانم واکنش ایرانیان را در سه گروه متفاوت از هم تمیز دهم:

۱- ایرانیان صادق و بی منتی که مداوم سیاست را دنبال می کنند و جدی تر به مسایل جاری ایران می پردازند که همیشه فعال اند جدا از دیدگاه های متفاوتی که دارند، چه فرصتی برای اعتراض در خیابان باشد یا امضای توماری و یا حتی  در صفحات مجازی و یا نوشتن و مصاحبه در رسانه های بین المللی. گروهی از ایشان البته تنها به فکر دوختنی کلاهی از این نمد تازه اند که البته حسابشان جداست.

۲- اما نسب ایرانیان دیگر از وطن به سود و زیان شخصی بر می گردد و یا نفعی می برند از ماندگاری دولت. همینان به زمان انتخابات سر از لاک بیرون آوردند و هر جای دنیا که بودند دریغ نکردند از توجیه گری برای شرکت در انتخابات. عکس های خندان شان با انگشت جوهری بنفش و سبز را در داخل و بیرون سفارت های جمهوری اسلامی و تلاششان برای تهییج دیگران و تشویقشان به رای دادن را به یاد داریم و سکوت زشت و بی تفاوتی این گروه از ایرانیان البته فراموش نمی شود. البته بی عملی عده ای از ایشان مربوط است به درکشان از اوضاع کشور و هنوز باور دارند به اصلاحات نیم بند منتخبشان که گویی امیدی واهی است و جنبش مردم ایران از آنان گذر کرده است.

۳- گروهی دیگر هم که رابطه شان با سرزمین پدری را در حد یادآوردی تاریخ و فرهنگ و البته غذاهای خوشمزه ایرانی یا به روز بودن از نرخ برابری ارز نگه می دارند که گزینه خودشان است و ایرادی هم برآنان نیست. بی توافتی یا بی عملی اینان ربطی به بی احساسی یا بی علاقه گی شان به وطن ندارد و بسیاری شان از بهترین و موجه ترین انسان هایند با دغدغه های ناتمام شخصی و خانوادگی شان. 

و اما بهترین عمل ما ایرانیان خارج از کشور چیست؟ بی تفاوت نبودن! کمترین کار به اشتراک گذاشتن اخبار کشته شدگان و به زنان افتاده های قیام دی ماه است تا هر چه بیشتر فشار افکار عمومی جهان بر رژیم اسلامی بیشتر شود.

*عکس: آتنا دائمی (زندانی سیاسی)

۱۳۹۶ دی ۱۳, چهارشنبه

این جنبش ملی به کدام سو می کشد؟ اپوزسیون، اصلاح طلبان، ارتش، رهبری جنبش و ....



در ششمین روز تظاهرات، با وجود سکوت و کارشکنی ایرانیان خارج از کشور، اصلاح طلبان حکومتی و رسانه های فارسی زبان داخلی و خارج از کشور، راهپیمایی و اعتراضات سراسری مردم ایران همگیر تر می شود و روز به روز مردمانی دیگر از گوشه گوشه میهن به پا می خیزند.

شعار های عامه مردم ایران همچنان ساختار شکنانه است و خشمشان بیشتر از گذشته،  بی توجه به اصلاح طلبان حکومتی و مریدانشان و امثال سید محمد خاتمی که آنان را اغتشاش گر و فرصت طلب و عوامل زبون بیگانگان خوانده است.

تعداد کشته شدگان، زخمی ها، و بازداشت شدگان بیشتر می شود و گوش ما پر است از بی آزرمی حکومتیان و نایبان شان در رسانه ها و شبکه های اجتماعی که مردم را به خشونت طلبی و تخریب اموال عمومی متهم می کنند! نه گویی که میهنی به چپاول رفته است و این بی غیرتان نگران سطل های زباله آتش خورده اند!

این اعتراضات گسترده به کدام سو می کشد؟

۱- حتی اگر فرض را به سرانجام نرسیدن این جریان بگیریم، نتیجه آن بی اعتبار شدن بیشتر رژیم در منطقه و جهان است؛  تبلیغات رژیم به نقش مثبتش در کشور های منطقه از بحرین و یمن یا عراق و سوریه و لبنان بی اعتبار می شود و حضور نظامی و مالی اش در آن کشور ها را زیر سوال می برد.

۲-  حتی اگر فرض را به سرانجام نرسیدن این جریان بگیریم، رژیم آگاه می ماند که دیگر روی صحبتش گروهی اصلاح طلب نان به نرخ روز خور و منفعت طلب و فرصت طلب نیست! رژیم آگاه است که بر بشکه ای باروت از خشم عامه مردم ایران نشسته است و به جرقه ای دیگر دودمانش بر باد خواهد رفت.

۳- فرض بر پیشرفتن اعتراضات، فرار و به دام افتدادن حکومتیان و برانداختن ساختارهای رژیم اسلامی:  باوردارم که به وفور شخصیت هایی در خود ایران اند که ملی اند و مقبوم ملت و می توانند رهبری جنبش را بدست گیرند. این چند روز نخست فرصت کافی بود برای خط زدن نام اپوزسیون قلابی و یاوران رژیم.

۴- ارتش؟ چه زمانی خطیر تر از این روزهاست برای وطن که لازم ببیند و در حمایت از مردم به پاخیزند؟ در این زمان که اپوزیسیون سیاسی متحدی نیست و اصلاح طلبمان بدتر از اصولگراست، چه کسانی بجز ارتشیان می توانند به یاری ملت آیند؟

۱۳۹۶ دی ۱۰, یکشنبه

نفوذی نیستند! شعارهای ساختار شکنانه مردم از دل و جان ملتی دربند می آید...




 دلیل آغاز تظاهرات: ملتی عاصی از به تاراج رفتن جان و جهان و مال و اموال و عمر و زندگیشان، ملتی سرخورده از حکومتی که حتی دارایی هایشان در صندوق های قرض الحسنه دولتی را به تاراج برده است، ملتی که کارگر و معلم و کارمندش زیر خط فقر اند و زنان بی سرپناهشان به تنفروشی می رسند و جوانانشان، ناامید به آینده اند؛ از شهر مشهد به پاخواستند.  

دلیل همگیر شدن اعتراضات: ملتی خشمگین از فساد و ناکارآمدی نظام اسلامی، اسیر در کشورشان زیر یوغ دین فروشان که نه آزادی های سیاسی و اجتماعی دارند و نه راه فراری، این مردم به پاخواستند که انتخاب دیگری برای آنان نمانده است. 

دلیل شعار های سیاسی: سیاست جدا از اقتصاد و معیشت و زندگی مردم نیست! گفتن از اینکه نفوذی هایند که قصد ساختارشکنی دارند و تمیز دادن شعار های سیاسی و اقتصادی به نظر درست نمی اید. اگر مردم شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سر می دهند، در بطن این شعار خشم ملت است از سیاست رژیمی که دغدغه اش رفاه و کار و سلامت و زندگی مردم دربندش نیست!

دلیل اجتناب معترضین از اصلاح طلبان: اگر آبرویی برای اصلاح طلبان حکومتی در داخل و خارج از کشور باقی مانده بود، همه به باد رفت در این چند روز که نخبگان و عالمان و دانشمندان و فضلا و مجتهدین اصلاحطلبی نه تنها  به مردم نپیوستند که در حمایت علنی از دولت، این جنبش نوخواسته را محکوم کردند و یا به سخره گرفتند. 

دلیل حمایت پرزیدنت ترامپ و جمهوری خواهان از جنبش: مهمترازدلیل و توجیه و بحث از صداقت دولت ترامپ، باید به این پرداخت که این حمایت جدی تا چه اندازه در راستای منافع ایران و ایرانیان است؟! دولت امریکا توان آن را دارد که رژیم را بیش از پیش زیر فشار آورد و در مجامع جهانی بی آبروتر کند، سران رژیم و خانم زاده-آقازاده ها را محروم از سفر و انتقال اموال دزدی شان به خارج از کشور کند، یا امکان تکنولوژی لازم برای دور زدن فیلترینگ شبکه های اجتماعی یا نوآوری های جدید برای متصل ماندن ایرانیان به شبکه اینترنت را مهیا آورد.

۱۳۹۵ اسفند ۱, یکشنبه

واکنش شدید دکتر حسن روحانی به ترامپ در پی ممنوعیت سفر روحانیون اهل سنت!



در پی ممنوعیت سفر مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زهدان، و دیگر روحانیون اهل سنت به شهرهای ایران، شیخ حسن روحانی دکترای حقوق اسلامی از اسکاتلند به شدت از رفتار غیر انسانی ریس جمهوری امریکا،دانولد ترامپ، اعلام انزجار کرد و در سخنانی به شدت انتقادی گفت:

امروز زمانی نیست که بین ملت ها دیوار کشید. یادشان رفته است که سالیانی پیش دیوار برلین فرو ریخت!

 وی با بیان اینکه ایران منطقه مهد گردشگردی است گفت: راهنمایان گردشگری خادمان تمدن بشریت و واسطه انتقال تاریخ به نسل های جدید هستند. رییس دولت تدبیر و امید افزود: "امروز روز همسایگی در جهان است. تکنلوژی ارتباطات فاصله ها را کمتر کرده است. قطع کردن پیمان های تجاری به اقتصاد و توسعه جهانی کمک نمی کند"

 لازم به ذکر است که در پی ممنوعیت سفر مسلمانان به امریکا به دستور رییس جمهوری امریکا، روحانیون سنت به جز سفر به تهران، «امکان سفرهای داخلی و خارجی» ندارد و روحانیون اهل سنت دیگر نقاط ایران نیز اجازه سفر به استان سیستان و بلوچستان را «ندارند».

 همچنین در اقدامی انقلابی و حماسه ساز، سخنگوی وزارت خارجه دولت تدبیر و امید با محکوم کردن قاطع تقاضای دولت امریکا برای آزاد کردن رهبران جنبش سبز از حبس، یادآور شد که دولت حسن روحانی با وعده حبس دایمی رهبران سبز انتخاب شده است و دولتمردان تدبیر و امید در برآوردن وعده های انتخاباتی خود با هیچ دولت متخاصمی شوخی ندارند!

۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه

"احمد محمد" و فریب دادن افکار عمومی آمریکا و جهان با یک ساعت خودنساخته!



داستان از آنجا آغاز شد که یک دانش آموز مدرسه ای در آمریکا که اتفاقا مسلمان زاده هم است به نام احمد محمد، برای یک پروژه مدرسه ای (که بعدا مشخص شد اصلا  پروژه ای در کار نبوده است!) ساعتی دیجیتالی را در جعبه ای کوچک گذاشته و به مدرسه اش برده بود. در مدرسه، به دلیل ظاهر کار ساعت در یک چمدان کوچک و سیم های آویزانش، این تصور پیش آمد که آن نوجوان با خود بمبی به مدرسه آورده است و یا خواسته است که دیگران را بترسند که در نهایت به بازداشت چند ساعته آن دانش آموز و توبیخ سه روزه اش از مدرسه منجر شد. در نهایت پس از برطرف شدن سوء تفاهم بدون اینکه اتهامی به احمد محمد وارد شود، آن نوجوان را آزاد می کنند. 

اما این تمام ماجرا نبود! خبر مثل بمب صدا کرد و جامعه مسلمان آمریکا پیراهن عثمان به تن کرد که وا مصیبتا که نوجوان نابغه و مخترع مسلمان را به دلیل دین و نامش بازداشت کرده اند. کار به دعوت رسمی از آن دانش آموز به کاخ سفید، سازمان ملل، و دفتر مرکزی گوگل و فیسبوک هم رسید برای دلجویی از آن دانش آموز آینده ساز (!) آمریکایی. 

 جدا از مساله رفتار پلیس و نحو بازداشت این دانش آموز* و این شبهه که دلیل تمام ماجرا دین و نام و رسمش بوده است و جدا از این نکته که چه اندازه افکار عمومی (و در این مورد حتی دولتمردان آمریکا) به سادگی تحت تاثیر قرار می گیرند، به اصل ماجرا می پردازیم که  از یک دروغ و تقلب  آغاز شد:

پروفسور ریچارد داوکینز معروف در صفحه توییتر خود ویدئو ای رابه اشتراک می گذارد که یک اهل فن در مورد آن ساعت دیجیتالی کذایی توضیح می دهد (لینک): ساعت احمد محمد نه یک اختراع و نوع آوری که  حتی مونتاز و سر هم کردن چند قطعه الکترونیکی هم نبود و تنها باز کردن قاب یک ساعت دیجیتالی خریداری شده و چسباندن آن در یک جعبه کوچک بود! در یکی دیگر از توئیت های پروفسورداوکینز، با توجه به شکل و شمایل ساعت در چمدان و نحوه بازداشت این نوجوان حتی این شبهه مطرح شده است که تعمدی از طرف آن دانش آموز در کار بوده برای شبیه ساختن چمدانی که برای نشان دادن ساعتش باید به برق وصل می شد (!)  به یک بمب ساعتی. 








*دلیل پلیس آمریکا برای بازداشت احمد محمد در وهله نخست را عدم همکاری اش با پلیس و برخورد غضبناک آن دانش آموز گزارش داده اند. و اما نخستین دروغ احمر محمد چه بود؟ احمد محمد ابتدا عنوان می کند که آوردن آن چمدان کذایی که ظاهری شبیه بمب های ساعتی داشت برای تحت تاثیر قرار دادن معلم درس فنی اش بوده است و عنوان کرد که معلم فنی اش پس از دیدن آن کاردستی دچار وحشت شده است. در حالی که مشخص شد که این دانش آموز در چند نوبت کلاس به دبیران مختلفی کارش را نشان می دهد و مشکلی هم پیش نمی آید، تا وقتی که  این ساعت آلارم در میانه کلاس انگلیسی به زنگ در آمد و سبب سوء تفاهم و وحشت آموزگار انگلیسی  (و نه دبیر فنی)  شد و البته احمد محمد هم هیچ تلاشی برای توضیح کارش به معلمان و ناظم مدرسه نکرد و سبب شد که جریان پیچیده تر شود و به دخالت پلیس بیانجامد.

پینوشت۱- پرزیدنت باراک اوباما در پیامی توئیتری (لینک) به احمد محمد وی را به کاخ سفید دعوت کرد و ضمن تحسین ساعت کذایی ساخته شده (!)، اظهار داشت که ایالات متحده به جوانانی جویای علم چون احمد نیازمند است.

پینوشت۲- خود احمد محمد در مصاحبه ای تلویزیونی به این نکته اشاره می کند که دلیل استفاده اش از کابل برق به جای باتری آن بوده است که نمی خواسته کارش شک برانگیز و سبب ترس و وحشت دیگران (به دلیل شباهت کار به یک بمب ساعتی) شود. پس خود این دانش آموز پیش از آوردن چنان وسیله ای به مدرسه می دانسته است که کارش می تواند موجب سوء تفاهم و وحشت دیگران شود و با این حال دست به این کار می زند!

قضاوت  با شما!